مرتضى مطهرى

266

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مفهوم درست جبر زمان جبر زمان يك مفهوم بسيار كلى فلسفى دارد به اين معنى كه هر حادثه‌اى كه در عالم رخ مىدهد ( نه فقط در خصوص اجتماع انسانى ) طبق يك حوادثى است كه آن حوادث تخلف ناپذير است . يعنى هر حادثه‌اى در اين دنيا علت دارد و بدون علت به وجود نمىآيد . آيا مىشود در دنيا حادثه‌اى به وجود بيايد كه علت نداشته باشد ؟ نه ، اين از محالات عقلى است كه حادثه‌اى بدون علت به وجود بيايد . اين را هر فيلسوفى ، خواه مادى و خواه الهى پذيرفته است . ما خودمان اثبات صانع را از همين راه مىكنيم ، مىگوييم حوادثى در دنيا به وجود مىآيد كه نبوده است و علت مىخواهد و در عالم هستى بايد حقيقتى وجود داشته باشد كه آن حقيقت ، حادث و حادثه نباشد . قانون علت و معلول به دنبال خود ضرورت و اجتناب ناپذيرى به وجود مىآورد . از جمله خواص قانون علت و معلول ، اجتناب ناپذيرى است . چطور ؟ . هر حادثه‌اى اگر علتش وجود داشته باشد محال است كه وجود پيدا نكند و اگر علتش وجود نداشته باشد محال است كه وجود پيدا كند . حكماى قديم قاعده‌اى دارند ، مىگويند : « الْمُمْكِنُ مَحْفوفٌ بِالضَّرورَتَيْنِ وَ بِالْامْتِناعَيْنِ » . حالا همهء اين جمله را نمىخواهم تفسير كنم . اجمال يك قسمت از اين جمله همين است كه هر حادثه‌اى در ذات خودش ممكن الوجود است ، يا دو ضرورت آن را فرا گرفته است يا دو امتناع . اگر وجود پيدا كند در وقتى است كه دو ضرورت يعنى دو اجتناب ناپذيرى آن را احاطه كرده است ، و اگر وجود پيدا نكند در وقتى است كه دو امتناع ( ناشدنى ) آن را احاطه كرده است . اين ضرورت و اجتناب ناپذيرى حتماً وقت را هم تعيين مىكند ( به اصطلاح ضرورت وقتى ) ، يعنى هر حادثه‌اى در زمانى كه وجود پيدا مىكند بايد در همان زمان وجود پيدا كند و محال است كه در زمان ديگر وجود پيدا كند ، محال است كه يك لحظه از زمانى كه بايد وجود پيدا كند جلو يا عقب بيفتد . هر حادثه‌اى زمان مخصوص به خود دارد ، امكان اينكه يك لحظه از زمان خودش جلو يا عقب بيفتد وجود ندارد ، چنان كه مىگويند : « الْامورُ مَرْهونَةٌ بِاوْقاتِها » امور ، اشياء در گرو زمان خودشان هستند . قرآن كريم راجع به فرا رسيدن مهلت امتها مىفرمايد : فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ